کُنج - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:11
چند وقتیست مجموعهای از حسهای عجیب فرایم گرفتهاند. از حضور در جمعهای خانوادگی و دوستانه گریزانم. اگر هم به زور این اتفاق رخ دهد بسیار ساکتتر میشوم. دایره دوستانم محدود شدهاند. علاقهای به برقرا
حق شناسی؛ لزوم پیگیری برای احقاق حق حتی به بهای قربانی شدن وقت و اعصاب (1) - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:11
فکر میکنم برای هرکدام از ما حداقل یک بار این اتفاق رخ داده که سر و کارمان به یک سازمان دولتی/خصوصی/خصولتی افتاده باشد و بنا بر اتفاقاتی از انجام کار ما سر باز زده باشند. یا حتی زمانهایی که بعد از خر
بیمشارکتهای بی ادب - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:11
همینه دیگه. مشارکت نمیکنید کلهِ آدم عصبانی میشه. بیاید اینجا ببینم
دکتر این - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
چیه هی خودتونو تحویل میگیرید اسمتونو میذارید دکتر,؟ والا ماهم دوران طفولیت دکتر, بودیم اینقدر هارت و پورت نداشتیم با اسممون. همتونم مخفف. دکتر, شین، دکتر, فین، دکتر, این.
برای ثبت در خاطراتمان - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
کمبود شدید آمبولانس در مقابل حضور 1500 آمبولانس در مسیر کربلا، کمبود اقلام مصرفی زلزلهزدگان، فرو ریختن ساختمانهای مسکن مهر که در دولت احمدی نژاد ساخته و در دولت روحانی تحویل داده شدهاند. اینها را
بیاین - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
خودتون بیاین, با زبون خوش این هرزنامههایی که برام فرستادید رو پاک کنید.
خانه - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
دارم به جای جدیدی برای وبلاگنویسی فکر میکنم. فضای شخصی که فقط متعلق به خودمه. کمی هم قراره جدی تر به بلاگ نوشتن فکر کنم و دغدغهمندتر بنویسم. اما بدیش اینه که دیگه از صندوق بیان نمیتونید عنوان پستهای جدیدم رو ببینید. قول میدید اونجا هم بیاید و بخونید منو؟
فصل بیبرگی - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
چهکار باید بکنیم با این زندگی رئیس؟ تا کِی کوه درد باشیم طاقت بیاریم مرد باشیم؟ شما بگو آقای رئیس. آقای رئیس هِی میریم ولی نمیشه. هی میریم ولی همش برمیگردیم. شما به ما بگو کدوم طرفی بریم آقای رئی
اینیستاگرام - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
دوستان من الان فهمیدم بعضی اسمهایی که به صفحه خصوصی اینیستاگرام,م ریکوئست میدن از وبلاگم پیدام کردن. تا قبل از این بخاطر ناشناس بودن دیکلاین میکردم. نادم، ناصر، نادرم و پشیمان. مجددا ریکوئست بدید و عذرخواهی بنده رو پذیرا باشید. + اینیستاگرام,
تو با پاییز همدستی - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
همیشه دوست داشتی رنگ لباسهایی که میپوشیدی در یک طیف رنگی باشند. یک روز آبی آسمانی تا آبی سیر. یک روز بنفش روشن تا تاریکترین بنفش. و مقنعه مشکیات که روزهای پوشیدنش را از بر بودم. مقنعه اجباریِ مشکی
روز جهانی مالهکشی بر فمنیسم رادیکالی - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
امروز در استوریهای اینستاگرامی برخی عزیزانم متنها و عکسهای مختلفی میدیدم با عنوان تبریک روز مرد. عنوان بهشدت غریب بود و غریبانه. البته نه از این حیث که تاکنون اسم چنین روزی به گوش و چشمم نخورده ب
کامنتها رو ببندم یعنی کلا - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
اگر نظر خاصی ندارید ارتباط رو یکطرفه کنم. هوم؟
مرثیهای برای عکاسان حوزه موسیقی - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 15:16
عکاسی را دوست دارم. از حدود 7 سال پیش با یک دوربین سایبرشات سونی که خیلی اتفاقی به من رسید در یک هیئت شروع به عکاسی کردم و دنیای بیپایان این دریچه دو و نیم و در یک و نیمی ویزور به رویم باز شد و تا ال
امروز در این شهر چو من یاری نیست ... - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
بدون شک یکی از اون صداهایی که امروز باید حسرتشو بخورم که چرا حالا نیست تا بیشتر دنبالش کنم ، کنسرتش برم و هر وقت میبینمش هوس کنم یه آهنگشو گوش کنم ، "فرهاد" هست . امروز تولد زمستونی ترین مرد دنیاست :) :: رباعیات رو گوش کنید ، تو این سرما
نگاه دوم - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
آدمای بدبخت هیچوقت قرار نیست اوضاعشون از اون چیزی که هست قشنگتر بشه . فقط باید مواظب باشن بدبختتر نشن . شاید زندگی براشون مثل یه مردابه که هر چی دست و پا میزنن بیشتر غرقش میشن . مگر اینکه دست به دست یکیشون و به زور نجات بدن ، اون یه نفرم یه جوری باید بدوئه که بتونه کمک بیاره و اونا رو از اون مرداب ن...
بیا تا پیدا شم - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
میدونی رفیق ، از یه جایی به بعد زندگی تو رو به یه سمتی میکشونه که نمیتونی از همیشهش لذت ببری ؛ حتی از خیلیش . حتی اگه در نظر بگیریم داریم کاری که دوست داریم رو انجام میدیم ، بازم از یه جایی به بعد که تکرار و روزمرگی به اوضاع حاکم میشه نمیشه ازش لذت برد . یا وقتی به خواسته های کوچیکمون رسیدیم و خواست...
آخر اسفند - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
اسفندِ هرسال مطمئنا برای خیلی از آدمها متفاوتتر از بقیه ماههاشون هست . برای یک سری بیرون رفتنها و خریدکردنها ، و برای عدهای کار بیشتر از پیش . برای من اما تا قبل از امسال تنها حس متفاوتی که وجود داشت حس تازگی و نو شدن بود ؛ یک سال بزرگتر شدن ، بزرگتر شدن و شاید پیرتر شدن ، کاملتر شدن ؛ فکر به اینکه ...
تهرانِ من - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
بیاید قبول کنیم تهران خیلی مظلومه . بیاید قبول کنیم که میشه اسمش بیاد تو لیست یکی از پر احساس ترین شهرها . بیاید قبول کنیم روز به روز که میگذره تهران داره غمگینتر میشه ولی سعی میکنه این رو به ما نشون نده . تهران هنوز جذابیتهاش ، عشق هاش و خوبیاش رو داره . فقط وقتی میاین داخلش باید دو سه ماه صبر کنید...
. - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
من غریبم و غریب را کاروانسرا لایق است ...
من ببسواد نیستم - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 1:37
فکر میکنم آدم تا وقتی کتاب های مورد علاقه اش را پیدا نکرده و برای خواندنش ذوق ندارد بی سواد محسوب می شود . و گرنه مگر می شود علاقه نداشت به پر شدن از احساسهای خوب ، که هم می تواند با یادگرفتن به وجود بیاید ، هم با همان چیزهایی که شما می گویید :)) فکر می کنم دو سه هفته ای هست که من دیگر بی سواد نیستم...